تبليغاتX

مِفتاحُ الجَنان
گوگل
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 10:3  توسط میثم حبیبی  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 9:48  توسط میثم حبیبی  | 

مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:

......انتقاد دو گونه است. علامتِ دلسوزانه بودن انتقاد اين است كه وقتى انسان انتقاد را بيان مى‏كند، نقطه‏ى قوّت را هم در كنار او بيان كند تا معلوم بشود كه بناى نظر شخصى، بناى انتقام‏گيرى و بناى اذيت كردن ندارد؛ والّا اگر ما يك مجموعه‏اى داشته باشيم كه نقاط قوّت و نقاط ضعفى هم دارد، آن وقت در بيان انتقاد، نقاط قوّتش را اصلاً در نظر نگيريم و به زبان نياوريم، بعد يك يا دو يا ده‏تا از نقاط ضعف را همين طور بنا كنيم گفتن؛ معلوم است كه تضعيف خواهد شد. علامت اين كه نمى‏خواهيم تضعيف كنيم، اين است كه نقاط قوت را هم بيان كنيم. حالا اگر يك وقت در موردى انتقادى هم داريم، بگوئيم؛ اشكالى ندارد و كسى با آن مخالفتى ندارد......همچنین به نمایندگان مجلس می فرمایند:....توجه بكنيد در اين اظهاراتى كه بر زبان مى‏آوريد - هم نطقِ پيش از دستور، هم بيان تذكر، هم راه‏هاى نظارت بر دولت: سؤال و تذكر و استيضاح - در طرف مقابل و جبهه‏ى مقابل، دشمن از روى غفلت خود يك پيام غلطى دريافت نكند. چون گاهى اوقات ما قصد بدى هم نداريم، اما طورى حرف مى‏زنيم كه طرف مقابل از حرف ما دچار اشتباه مى‏شود؛ خيال مى‏كند كه يك گرايش طرفدارِ او در بين اين مجموعه وجود دارد؛ آن وقت تشويق مى‏شود و روحيه پيدا مى‏كند. مواظب باشيد دشمن روحيه پيدا نكند......

از این بیانات نتیجه می گیریم که انتقادی سازنده و مفید است که با بیان  نقاط قوت همراه باشد زیرا در غیر اینصورت در نظر طرف انتقاد شونده خیر خواهانه نخواهد بود و تاثیری هم نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/01ساعت 1:26  توسط میثم حبیبی  | 

احمد بن محمد عیاش در کتابش به نام (مقتضب فی الائمه الاثنی عشر) به اسنادش که به سلمان میرسد از رسول خدا (ص) آورده که فرمود : ای سلمان خداوند مرا از درخشندگی  نورش آفرید پس مرا خواند، اطاعتش کردم  و از نور من علی را آفرید پس علی (ع) را طاعتش خواند علی نیز اطاعت کرد از نور من و علی(ع)، فاطمه را خلق کرد پس خداوند او را خواند و فاطمه او را اطاعت کرد و از من، علی و فاطمه، حسن(ع) و حسین(ع) را آفری‍‍‍‍‍د ایشان را خواند پس خدا را اطاعت کردند آنگاه خداوند ما را به پنج اسم از اسماء مبارکش نام گذاری فرمود : خداوند محمود است و من محمد. خداوند علی است و این هم علی ‍‍‍‍، خداوند فاطر و شکافنده است و این هم فاطمه است. خداوند احسان است و این هم حسن و خداوند محسن است و این حسین، پس از ما از نور حسین(ع) ائمه را آفرید پس ایشان را خواند و آنها نیز اجابت کردند و این پیش از آن بود که خداوند عزوجل آسمان بلند و زمین گسترده ، هوا ، آب ‍، فرشته و بشر را خلق نماید و ما به علم خداوند نورهایی که او را تسبیح می‏گفتیم و امر او را شنیده اطاعت و اجابتش می نمودیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 0:55  توسط میثم حبیبی  | 

شايد شما هم جزء آن كساني باشيد كه اين سوال ذهنتان را مشغول كرده است كه چرا گناهكاران هيچ طورشان نمي‌شود.بياييد چشم‌هايمان را بشوييم و طور ديگري به اين موضوع بنگريم و به اين سوال پاسخ دهيم كه آيا خودم هم گناهكار هستم يا نه؟ خدا كند كه جوابتان مثبت باشد و اگر بود شما جزء آن انگشت شماريد، چرا كه بيشتر آدم‌ها بخاطر جهل و غرور و ... كم و بيش در خطايند و دچار معصيت هستند.حالا به سوال اول خود برمي‌گرديم اما اينبار اين گزاره را خبري مي‌بينم . خشم خدا گناهكاران را  نمي‌گيرد-البته فعلا-!!از شما مي‌پرسم بنظر شما اين خوب است يا بد ؟بايد گفت اين مسأله را مي‌توان نعمتي از نعمت‌هاي الهي ديد كه در عقوبت خود شتاب ندارد و هر خطاكاري فرصتي براي بازگشت داردحال بينيم اين نعمت را از صدقه سريِ چه كساني داريم:امام صادق عليه السلام از پيامبر اكرم نقل مي‌كند كه:هرگاه خداوند متعال به ساكنان شهري كه معصيت و گناه را گذرانده‌اند و در ميان آنان سه نفر مؤمن باشد بنگرد ، آنان را مورد خطاب قرار دهد كه : اي بندگان گناهكار من اگر در ميان شما نبودند اين مؤمناني كه دوستداران جلالت من هستند و زمين و مساجدم را به نمازشان آباد مي كنند و سحرگاهان از خوف من استغفار مي‌كنند، حتما عذاب خود را بر شما نازل مي‌كردم ، و هيچ تفاوت هم برايم نمي كرد!

 متن روايت :

حدثنا أحمد بن هارون الفامي رضي الله عنه قال : حدثنا محمد بن عبد الله ابن جعفر الحميري قال : حدثني أبي عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن صدقة ، عن الصادق جعفر بن محمد ، عن أبيه عن آبائه عليهم السلام ان رسول الله صلى الله عليه وآله قال : إن الله عز وجل إذا رأى أهل قرية قد أسرفوا في المعاصي وفيها ثلاث نفر من المؤمنين ناداهم جل جلاله وتقدست أسماؤه يا أهل معصيتي لولا فيكم من المؤمنين المتحابين بجلالي العامرين بصلاتهم ارضى ومساجدي والمستغفرين بالاسحار خوفا منى لانزلت بكم عذابي ثم لا أبالي .(1)

1- علل الشرائع - الشيخ الصدوق - ج 1 - ص 246

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/17ساعت 0:21  توسط میثم حبیبی  | 
امام صادق (ع) فرمودند :

چون قائم قیام می کند با پای خود به میدان کوفه می آید و با دست خود اشاره به موضعی می کند و می گوید اینجا را بکنید . به دستور ایشان آنجا را می کنند و حفر می نماید و دوازده هزار زره و دوازده هزار شمشیر و دوازده هزار کلاه خود را بیرون می آورند ؛ آنگاه دوازده هزار نفر از غلامان و مردم عجم را می خواند و آن سلاح را به آنها می پوشاند و سپس خطاب به آنها می گوید : کسانی که این لباس را نپوشیده اند به قتل برسانید .

                                     بحار الانوار ج۵۲ ص ۳۷۷ / مهدی موعود : ص ۱۱۳۶

                           ای حجت زات پاک یزدان مهدی

                                                            ای منتقم خون شهیدان مهدی

                           ای درد تـمـام درد منـدان فـراق

                                                           با وصل رخ ماه تو درمـان مهدی

                              

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/09ساعت 23:56  توسط میثم حبیبی  | 

روزی حضرت بقیه الله (عج) در دامان مادرشان نرجس خاتون بود ناگاه حس کردند که الان زنان قابله از طرف دشمن وارد خانه می شوند و آن طفل را همراه خود نزد دشمنان می برند و شهید می کنند آن بانو از اضطرابی که داشت آن حضرت را میان چاه آبی که در صحن خانه بود انداخت . پس از چند لحظه زنان قابله وارد شدند و شروع به تفتیش و تفحص کردند و چون چیزی نیافتند رفتند . زمانی که خانه از بیگانگان و اغیار خالی شد ؛ حضرت نرجس خاتون آمدند سر آن چاه و دیدند آب به قدرت خداوند تا لب چاه بالا آمده و میوه ی قلبش روی آب صحیح و سالم مثل ماه شب چهارده است قنداقه آن بزرگوار را گرفت و دید که به هیچ عنوان تر نشده است ؛ در این حال شکر و حمد خدا را به جا آورد . آنگاه صدای هاتفی را شنید که ای نرجس این فرزند را در چاه بینداز که چهل روز در آنجا باشد و هر گاه بخواهی او را شیر دهی او را به تو خواهیم داد . حضرت نرجس به آواز هاتف عمل کرد و در آن مدت چهل روز هرگاه که اراده می کرد میوه قلبش را شیر دهد آب تا لب چاه بالا می آمد ؛ نرجس خاتون فرزندش را شیر می داد و دوباره بر روی آب می گذاشت .

                                                                           کرامت حجتیه داستان ۳۳

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/26ساعت 22:44  توسط میثم حبیبی  | 

 روزی یکی از صحابه امام رضا (ع) از ایشان پرسیدند : ای پسر رسول خدا(ص) آیا اینطور نیست که شما نمی توانید گناه کنید ؛ و یا اینکه می توانید و خودتان نمی خواهید که گناه کنید !! . حضرت فرمودند ما می توانیم گناه نماییم اما نمی خواهیم . آن مرد دوباره پرسیدند اماما آخر چگونه ممکن است که فردی گناه نکند . حضرت اشاره ای به نجاستی در کنار راه کردند و گفتند : آیا می توانی زمانی که گرسنه و یا تشنه شدی از این نجاسات بخوری . فرد با ناراحتی گفت نه . امام دوباره فرمود : مشکل مردم این است که گناه را به واسطه عسل خوردن می دانند در صورتی که من گناه را به واسطه خوردن همین نجاست می دانم و همین باعث میشود که ما ائمه معصوم گناه نکنیم .

                                                                         اصول کافی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/25ساعت 23:36  توسط میثم حبیبی  | 
             حــال دگـــر نـــــدارم در فــــرطه جــــدایــــی                       

                                                          دور از دل و خدایم در دار کبریایی

                پاکان چه نیک رفتند جامانده ام بر این خاک     

                                                          دنبال کوره راهی من در میان افلاک

                راه صراط عشقُ را محبت دوست 

                                                          راه غرین رحمت راه ولایت اوست

              گفتا رسول اکرم(ص) این نعمت خدایی است        

                                                     قرآن و عترتم هم یک عشق جاودانیست

       هر کس به این دو معشوق عاشق شود بهشتی است   

                                                        ور نه شفاعت با اهل جفا پرستی است

               بشنیدم این سخن را دل را زدودم از غم

                                                            رفتم بسوی قرآن بوسیدمش ز ماتم

            دریا فشاندم از چشم افسوس خون نبارید

                                                      در غربتی چه محزون بر حال من چه نالید

           توبه بکردم از دل جان شور دیگر آموخت

                                                            در رحمت الهی آرام گشت و آسود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/25ساعت 12:36  توسط میثم حبیبی  | 

امام موسی بن جعفر (ع) فرمودند :

رجب ماه بزرگی است که حسنات مضاعف و گناه پاک میشود هر کس که یک روز از این ماه را روزه بگیر آتش دوزخ صد سال را از او دور سازند و رسول خدا(ص) فرمودند : آگاه باش هر کس یک روز از روزهای رجب را با ایمان و خواستن اجر روزه بگیرد سزاوار خوشنودی بزرگ خداوند شود و در آن روز به واسطه آن روزه غضب الهی از او دور گردد و یک در از درهای دوزخ بر روی او بسته شود .

امام صادق فرمودند :

هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد خداوند او را از شدت سکرات مردن و از هول مرگ و عزاب قبر ایمن گرداند و از صراط به آسانی بگذراند . و چون به قیامت شوند منادی از میان عرش ندا کند رَجَبیون کجایند ؟ پس گروهی برخیزند که نور رویشان تمام محشر را روشن میشود و تاج پادشاهی بر سر ایشان است .

امیر المومنین علی (ع) فرمودند :

هر کس از ماه رجب یک روز اول و وسط و آخر آن را روزه بگیرد گناهان گذشته و آینده او (بشرط تقوی) آمرزیده میشود .

                                                          معراج مومن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/25ساعت 1:19  توسط میثم حبیبی  | 

نمازهای شب اول رجب :

نماز اول :

بیست رکعت نماز (به نیت نماز شب اول رجب) که بعد از حمد سوره توحید را بخواند .

نماز دوم :

دو رکعت نماز (به نیت نماز شب اول رجب) که در رکعت اول بعد از حمد سوره الم نشرح و سه بار توحید بخواند و در رکعت دوم بعد از سلام سی بار بگوید «لا اله الا الله» و سی بار صلوات فرستد .

نماز سوم :

سی رکعت نماز در هر رکعت بعد از حمد یکبار سوره کافرون و سه بار سوره توحید .

نماز چهارم :

در رکعت نماز به صورت پنج نماز دورکعتی که بعد از حمد صدبار توحید بخواند و بعد از نماز هزار بار «لا اله الا الله» بگوید .

نماز پنجم :

از رسول خدا نقل گردیده که هر کس در ماه رجب دو رکعت نماز بخواند و بعد از حمد در هر رکعت پنجاه بار توحید بخواند همانند آن است که صد سال روزه گرفته است .

                                                                            التماس دعا

                                                               مفاتیح الجنان / معراج مومن

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/23ساعت 22:43  توسط میثم حبیبی  | 

 

برای واژه رب 11 معنی آورده اند :

1- مالک 2- جمع کننده 3- سَید 4- تدبیر کننده 5- اصلاح کننده 6- همراه 7- رفیق 8- دائم 9- خالق 10- محول 11- تربیت کننده

لفظ رب برای غیر خدا بطور مستعار اطلاق می گردد زیرا به غیر الله گفتن رب مطلقاً جایز نیست . متعصفانه در بسیاری از موارد مشاهده می گردد که والدین نام بچه خود را صفاتی از اوصاف پروردگار می گذارند مثلاً مجید ؛ کریم ؛ رحیم و ... در صورتی که این مقوله بسیار اشتباه است . اگر نام اعراب را دیده باشید آنها از صفات پروردگار استفاده نمی کنند بلکه با گذاشتن یک عبارت عبد در ابتدای آن خود را عابد آن صفت می خوانند . بنا بر این خود را عبدالمجید ؛ عبدالکریم ؛ عبدالرحیم و ... می نامند . و در اینجا باید بگویم خداوند نامهای عبدالله و عبدالرحمن را بسیار دوست می دارد .

                          اسماءالحسنی / مجمع الاحادیث

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 0:59  توسط میثم حبیبی  | 

 امام صادق (ع) فرمودند :

هنگامی که قائم(عج) ما قیام می کند با مردم نادانی رو به رو می گردد که در نفهمی از جاهلهای زمان رسول الله (ص) بدترند . عرض کردم : چطور اینگونه است ؟ حضرت فرمودند : وقتی پیامبر (ص) به رسالت مبعوث شدند مردم بتهایی را که از سنگ و چوب بودند می پرستیدند ؛ اما در زمانی که قائم(عج) ما ظهور نماید مردم کتاب قرآن را آنگونه که خود می خواهند تفسیر نموده و استدلال می نمایند آگاه باشید به خدا قسم عدل قائم (عج) چندان گسترش می یابد و نافذ است که مانند گرما و سرما به داخل خانه های مردم رسوخ می کند .

ای مـظـهر رحـمت و عطـا و بـرکـات

                              سرچشمه فیض و قبله گاه حاجات

ای حجت ثانی عشر ای مهدی جان

                              بـر طلعت زیــبای تــو دائـم صلوات

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 0:2  توسط میثم حبیبی  | 

پیامبر گرامی اسلام فرمودند :

خداوند در شب معراج به من فرمود : ای محمد . علی ؛ فاطمه ؛ حسن و حسین را از یک نور خلق کردم سپس ولایت آنان را بر ملائک عرضه داشتم . هر کس آنها را پذیرفت از مقربان شود و هر کس که آنان را دفع کند به کافران پیوسته است .

ای محمد اگر بنده ای مرا چنان پرستش کند تا رشته حیاتش از هم بگسلد ولی در حالی که منکر ولایت آنان است و با من روبرو شود او را در آتش دوزخ خواهم افکند . ای محمد آیا مایلی آنان را ببینی ؟ عرض کردم بلی . فرمود : قدمی پیش گذار . من قدمی پیش گذاردم ناگاه دوازده نفر را دیدم و نامهای تمامی آنها را به من گفتند . آنان مانند ستاره دخشان بودند . گفتم اینان چه کسانی هستند ؟ فرمود : اینان امامان هستند و آن کس که ایستاده قائم است . او کسی است که حلال من را حلال و حرام من را حرام گرداند . هر کس اینها را دوست بدارد من نیز او را دوست میدارم و هر کس که آنان را دشمن بدارد من نیز آنها را دشمن خود میدانم .

                                                     مکیال المکارم ج2ص218

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/05ساعت 15:59  توسط میثم حبیبی  | 

یکی از سؤالات که همواره برای خدا پرستان مطرح شده این است که : هدف از خلقت جهان و موجودات چیست ؟ چرا خداوند به کار خلقت جهان دست زده است ؟ آیا نفع و فایده ای از این کار می برد ؟ اگر نفعی نمیبرد پس خلقت این جهان چیز بیهوده ای نیست ! پاسخ اینگونه مسائل و روشن شدن فلسفه آفرینش از جایگاه ویژه ای در مباحث اعتقادی برخوردار بوده است . این بحث نه تنها مفید و مهم بوده است بلکه تکلیف بسیاری از مسائل دیگر را نیز روشن می نماید . در صورتی که این مسئله بسیار مهم حل نگردد به هیچ عنوان نمی توان مسائل دیگری را باز گشود زیرا این بحث بنیان بسیاری از مباحث فلسفی است . حال به پاسخ سؤالات مذبور می پردازیم . هنگامی که هنگامی که هدف از ؛ فعلی را بررسی می کنیم در می یابیم که این هدف به دو گونه است :

1- گاهی هدف از یک فعل این است که نفعی نصیب فاعل آن شود . مثلاً زمانی که از کسی بپرسند هدف شما از درس خواندن چیست ؟ مقصود این است که شما از این امر چه فایده ای می برید ؟

2- اما اگر هدف یک فاعل از انجام فعل این است که بهره و فایده ای را به دیگران برساند بدون آنکه خود از آن نفع خاصی ببرد . مثلاً انسان زمانی که فرزند خود را برای درس خواندن میفرستد هدف او با سواد شدن دیگری است نه خود او . و یا مثلاً وقتی به فقیر کمک می کنیم قرض ما آن است که به دیگری سود برسانیم . حال آیا ما خود سودی می بریم ؟

حال ببینید در مورد هدف آفرینش کدامیک از دو معنی مزبور می تواند در مورد خداوند متعال صدق کند . هنگامی که می پرسیم «هدف خداوند از خلقت جهان چیست؟» اگر مقصود این است که «خداوند از این آفرینش چه نفعی می برد؟» پاسخ این است که هیچ نفعی نمی برد . چون ما این فلسفه هدف آفرینش را از دیدگاه معنای اول مشاهده نموده ایم . از آنجایی که خداوند به حکم واجب الوجود بودن هیچ نقصی و حدی در ذات پاکش نیست و کامل من جمیع الجهات است پس معنی ندارد که افعال او به قصد بهره بردن و تأمین خود صورت بگیرد چون در این صورت خداوند محتاج می شود که این امر از صفات صلبیه و دور از ذات باری تعالی می باشد . ما از افعال خود فایده می بریم زیرا ناقص هستیم و نیاز به رسیدن به کمال داریم . بنابراین هدف در معنای اول برای باری تعالی صادق نیست . حال با مشاهده این مطالب اگر خداوند با معنای دوم عالم را خلق کرده باشد قابل درک است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/04ساعت 0:19  توسط میثم حبیبی  | 

رسول خدا(ص) فرمود :

کسی که یک بار بر من صلوات فرستد خداوند دری از عافیت را بر او باز می کند و در روز قیامت نزدیکترین مردم نسبت به من کسی است که بیشتر بر من صلوات فرستاده باشد و هر کس صد بار در روز جمعه بر من صلوات فرستد خداوند خطاهای هشتاد ساله او را می آمرزد .

علامه امینی (نویسنده کتاب الغدیر) در فرمود : هر کس پس از صلوات «وعجل فرجهم» بگوید با من در ثواب کتاب الغدیر شریک است . (اشاءالله در آینده در مورد این کتاب مطالبی را ارائه خواهم کرد) .

بر قامت دلربای مهدی(عج) صلوات .

    سفینة البحار ج2ص50/جامع الخبارص ص69/روضةالواعظین ص323

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/02ساعت 1:6  توسط میثم حبیبی  | 

غـم مـخـور ای دل که آخر مهدی دیـن می رسد

                                 یـوسف گـمگـشـته با صد عِز و تـمکین می رسد

پــرچــم کــفـر و ضلالـت را نـمایــد سـرنـتــگـون

                                هــادم بـنـیـاد شــرک و فـتـنـه لـیـکن مـی رسد

آن امـیــر دادگــســتــر حــجــة یــکــتــای حـق

                                بــهر ویــران کــردن کــاج شـیـاطـیـن می رسد

مـهـدی دوران و پــرچــمــدار عــدل و اقــتــدار

                               عنقریب از لطف حق با چهره حق بین می رسد

از بــرای انــهــدام مــســنــد شــاهــان جــــور

                               صـاحـب تـخـت و کلاه و مسند و زین می رسد

ای دل افـسـرده از هـجـران مـهـدی غـم مـخور

                              عـاقـبـت از بـهـر قـلب خستـه تـسکین می رسد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/30ساعت 17:49  توسط میثم حبیبی  | 

فضل از امام صادق(ع) پرسید : زمانی که مهدی(عج) ظهور کند با خانه خدا چه می کند ؟

حضرت فرمودند :

آن را می شکند و بر همان پایه ای که روز اول در عهد حضرت آدم(س) برای مردم بنا شده و ابراهیم و اسماعیل (ع) بالا برده بودند برپا می سازد . و آنچه که بعد از آن در مسجد الحرام تعمیر شده که پیغمبر و جانشینانش آن را نساخته اند آنطور که خدا میخواهد آن را می سازد و هر آثاری که در مکه و مدینه و عراق و سایر جاها از ستمگران باقی مانده باشد همه را ویران می کند . مسجد کوفه را نیز خراب می کند و بر اساس اول آن بیان می کند و همچنین قصر عتیق را نیز ویران ؛ خدا لعنت کند سازنده آن را خدا لعنت کند او را .

ای حجة حق مظهر ایمان الغوث

                                وی مهدی دین حامی قرآن الغوث

شد منتظران را همه جانها بر لب

                               از هجر تو ای خسرو خوبان الغوث

                                          بحارالانوار ج53 ص11/مهدی موعود ص1158

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/29ساعت 22:9  توسط میثم حبیبی  | 

در این ماه هر زمان که بخواهید نیت چهار رکعت نماز (جمادی ثانی) نموده و در رکعت اول بعد از حمد یکبار آیة الکرسی و سپس بیست و پنج بار (سوره قدر) خوانده و در رکعت دوم حمد و یکبار (سوره تکاثر) و بیست و پنج بار (سوره توحید) را بخوانید . در رکعت سوم حمد و یکبار (سوره کافرون) و بیست و پنج بار سوره فلق را می خوانید . در رکعت چهارم بعد از حمد (سوره نصر) را خوانده و بیست و پنج بار (سوره ناس) را بخوانید و سپس نماز را به پایان برده و بعد از سلام هفتاد بار می گوییم «سُبحانَ اللهِ وَ اَلحَمدُللهِ وَ لااِلهَ اِلاَ اللهُ وَ اللهُ اَکبَر» و سپس هفتاد بار صلوات فرستاده و بعد از آن سه بار بگویید «اَللهُمَ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنات» پس از آن به سجده رفته و سه بار بگویید «یا حَی و یا قَیوم یا ذُالجَلالِ وَ الا اِکرام یا اللهُ یا رَحمنُ یا رَحیم یا اَرحَمَ الراحِمین» سپس هر حاجتی را که دارید از خدا بخواهید .

خداوند فرموده است که هر کس این نماز را در ماه جمادی الاخر بخواند به او مال ؛ همسر ؛ فرزند ؛ دین و دنیایش را تا سال دیگر حفظ کنم و اگر در این سال بمیرد شهید مرده است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/28ساعت 21:0  توسط میثم حبیبی  | 

رحلت جانگداز مرجع عالی قدر حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی را به عموم مسلمین بخصوص مقلدین ایشان تسلیت عرض می نمایم باشد تا رهنمود های ایشان سر لوحه راه زندگی ما قرار گیرد .

                                                  برای شادی روح ایشان فاتحه صلوات .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/03/27ساعت 0:34  توسط میثم حبیبی  |